آیکون لودر صفحه
دکمه روشن و خاموش کردن
تصویر مقاله

وقتی برف هم تشنه است؛ آیا بارش‌های سنگین می‌توانند بحران کم‌آبی را جبران کنند؟

  • date-icon 1404/10/03
پس از بارش‌های اخیر باران و برف، این پرسش اساسی در ذهن بسیاری از کشاورزان و شهروندان شکل گرفته است که آیا یک یا چند سال پربارش می‌تواند بحران کم‌آبی و افت شدید منابع آب زیرزمینی کشور را جبران کند؟ این مقاله با استناد به دیدگاه‌های تخصصی سعید شعبانی، دبیر اجرایی آب، خاک و تغییر اقلیم استان مازندران، به بررسی علمی نقش بارش برف در احیای منابع آب و محدودیت‌های آن می‌پردازد و نشان می‌دهد که مسئله آب، فراتر از یک زمستان پربرف یا یک سال ترسالی است.

بارش برف همواره در ذهن عمومی، معادل وفور آب و پایان خشکسالی تلقی می‌شود. با این حال، تجربه سال‌های اخیر و تحلیل‌های علمی کارشناسان حوزه آب نشان می‌دهد که این نگاه، ساده‌انگارانه و دور از واقعیت‌های هیدرولوژیکی کشور است. پس از چند روز بارندگی و برف در نقاط مختلف ایران، این سؤال بار دیگر مطرح شد: اگر تا بهار، در سراسر کشور حجم عظیمی از برف ببارد، یخ بزند و به‌تدریج ذوب شود، آیا کم‌آبی جبران خواهد شد؟

سعید شعبانی، دبیر اجرایی آب، خاک و تغییر اقلیم استان مازندران، در پاسخ به این پرسش تأکید می‌کند که سؤال بسیار دقیق و به‌جا است، اما پاسخ آن چندان امیدبخش نیست. به گفته او، حتی اگر فرضی بسیار دور از واقعیت محقق شود و در یک سال، حجمی معادل ده متر برف در سطح کشور ببارد، نتیجه آن در بهترین حالت، تنها یک سال نسبتاً مطلوب از نظر منابع آبی خواهد بود؛ نه جبران کسری‌های عمیق و انباشته‌شده طی چند دهه.

یکی از واقعیت‌های نگران‌کننده، افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی است. برای مثال، در شرق استان مازندران، سطح آب‌های زیرزمینی به‌طور متوسط هر سال حدود یک متر کاهش می‌یابد. این افت سالانه، حاصل برداشت بی‌رویه، توسعه نامتوازن کشاورزی، حفر چاه‌های متعدد و کاهش تغذیه طبیعی سفره‌هاست. خسارتی که در طول سال‌ها انباشته شده، به‌مراتب فراتر از آن است که با یک یا حتی چند زمستان پربرف جبران شود.

از منظر علمی نیز نباید نقش برف را بیش از اندازه بزرگ‌نمایی کرد. نسبت تبدیل برف به آب، به‌طور میانگین حدود ۱۰ به ۱ است؛ به این معنا که ده متر برف، در نهایت تنها معادل یک متر آب خواهد بود که آن هم به‌طور کامل وارد سفره‌های زیرزمینی نمی‌شود. بخش قابل توجهی از این آب به‌صورت رواناب از دسترس خارج شده یا تبخیر می‌شود و تنها سهم محدودی فرصت نفوذ به خاک و تغذیه آبخوان‌ها را پیدا می‌کند.

بررسی‌های کارشناسان حوزه آب و تغییر اقلیم نشان می‌دهد که حتی اگر آسمان به مدت یازده سال پیاپی بارش نرمال و مطلوب داشته باشد، باز هم احتمالاً کمتر از نیمی از ذخایر آب زیرزمینی کشور احیا خواهد شد. تازه در چنین شرایطی است که می‌توان امیدوار بود رگ‌های چشمه‌های طبیعی دوباره جان بگیرند و جریان‌های پایدار آب شکل بگیرد. این واقعیت نشان می‌دهد که بحران آب، مسئله‌ای کوتاه‌مدت یا وابسته به یک دوره ترسالی نیست، بلکه نتیجه دهه‌ها مدیریت ناپایدار منابع آب است.

در نهایت، پرسش اساسی این است که چگونه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که حتی برف نیز دیگر توان سیراب‌کردن زمین را ندارد؟ پاسخ این پرسش، ما را به ضرورت بازنگری جدی در الگوی مصرف آب، مدیریت منابع، اصلاح شیوه‌های کشاورزی و سازگاری با تغییر اقلیم می‌رساند. بدون این اصلاحات ساختاری، هیچ میزان بارش، حتی سنگین‌ترین برف‌ها، نمی‌تواند تشنگی زمین را به‌طور پایدار برطرف کند.

برچسب‌ها: بحران کم‌آبی، بارش برف و منابع آب، آب‌های زیرزمینی، تغییر اقلیم، مدیریت آب، کشاورزی و کم‌آبی، سعید شعبانی، آب و خاک، احیای سفره‌های زیرزمینی